آخرین اخبار : 

نظریات در خصوص وجود خدا در مکتب ها و مذاهب مختلف

نظرهای مختلف در خصوص اثبات و انکار خدا در خصوص نظریات مذهب ها در باره وجود خدا .. من تز سیمون وی را بیان میکنم و میخواهم از این تز دفاع کنم ؛سیمون وی در کتاب معروفش به نام ثقل و لطف، «لطفات و گرانجانی» میگوید: انسانها در طول تاریخ به دو دسته تقسیم شده اند و ما نیز گمان میکنیم که یا باید این راه را برویم یا راه دیگر را برویم ولی بودا میخواست بگوید که راه سومی نیز وجود دارد.

نظریات وجود خدا در جهان هستی

در الهیات مسیحی نیز ما باید این راه القاء کنیم. دو راهی که مردم میرفتند این بود، مردم معتقد بودند که یا خدا وجود دارد و مداخله نیز به نفع ما در زندگی میکند اگر از او درخواست و مناجات کنیم به نفع ما در زندگی مداخله میکند. بنابر این یا خدا وجود دارد و مداخله میکند یا اصلاً خدایی در جهان وجود ندارد. بنابراین یا به خدای مداخله گر معتقد بودند و یا به خدایی «ماتریالیسم فلسفی» معتقد بودند. بنابر این می گویند اگر کسی دعا کرد و مستجاب نشد معلوم میشود خدا وجود نداشته است چون اگر خدا وجود داشت استجابت دعا می کرد. چون خودش گفته امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف سوء. که اگر به اضطرار رسیدی و از خدا چیزی خواستی ،شرط گذاشته که باید به اضطرار برسی در آن صورت سخنت را میشنود، نیاز تو را ادراک میکند واز تو کشف سو میکند یعنی بدی را از تو دفع میکند چون در ذهن ما است اگر کسی در حالت اضطرار دعا کرد دعایش مستجاب نشد خودش یا دیگران میگویند معلوم میشود خدایی وجود ندارد. چون اگر خدا وجود داشت باید به نفع این مداخله میکرد و وارد جریان تاریخ میشد پس خدا وجود ندارد.

اثبات یا انکار خدا نظریات مذاهب

در ذهن و ضمیر ما این است که یا خدا وجود ندارد یا اگر وجود دارد باید در حالت اضطرار که به نفع ما مداخله کند. سیمون وی میگفت من معتقدم راه سومی در عالم وجود دارد. خدا هست اما مداخله به نفع هیچ کس نمیکند بنابراین امر ما دائر بر این نیست که یا ماتریالیست باشیم که بگوییم اصلاً خدایی وجود ندارد یا بگوییم خدا وجود دارد و در زندگی ما مداخله میکند. خدا وجود دارد اما در زندگی هیچ کسی هیچ مداخله ای به نفع هیچ کس نمی کند. هیچ مداخله ای نیز به ضرر هیچ کس نمیکند چرا؟ سیمون وی میگفت جهان، جهان ضرورت است. خدا جهان رابراساس اصل ضرورت ساخته است و اهل ضرورت یعنی اصل قوانین علّی و معلولی استتثاء ناپذیر. قوانین علّی و معلولی منحصر در قوانین فیزیک و شیمی و زیست شناسی نیستند.قوانین روانشناسی، جامعه شناسی و تعلیم و تربیت، سیاسی، اقتصادی و… نیز بر هستی حاکم هستند. فقط مراد از قوانین؛ قوانین تجربی طبیعی یعنی علوم دقیقه نیست یعنی فیزیک و شیمی و زیست شناسی نیست.

بنابراین منظور از قوانین؛ قوانین حاکم بر طبیعیت بی جان نیست. اما در عین حال قوانین روانی و قوانین روحانی نیز قانون هستند و قانون ضرورتی بر هستی اعمال میکند که خدا نیز در این ضرورت مداخله نمیکند.

منبع مصطفی ملکیان اخلاق کاربردی ،جلسه 4 @mostafamalekian

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *