آخرین اخبار : 

سوالات مذهبی و پاسخ به ابهامات دینی

در خصوص سوالات مذهبی و دینی و این که سوال پرسیدن و پاسخ گفتن به انها تا اندازه بسیار زیادی مفید می باشد و پاسخگویی به شائبات مذهبی و پاسخ به ابهامات دین و اعتقادات کسب اطلاعات لازم بسیار مفید می باشد . در ادامه درج مطالب مذهبی مطلبی از کانال تلگرام اقای بابایی را در اختیارتان قرار می دهیم

سوالات مذهبی و پاسخ به ابهامات دینی

امیدواریم سوال مد نظر شما و پاسخ ان در این مطلب باشد

کسانی که مدتی به حل جدول روزنامه‌ها یا مجلات، معتاد بودند یا هنوز معتادند، می‌دانند که پاسخ به پرسش‌های سخت، پس از پاسخ به پرسش‌های آسان، راحت‌تر می‌شود. یعنی نخست باید بروند سراغ خانه‌هایی که پر کردن آنها آسان است، و پس از آن، روی سؤالات سخت‌تر تمرکز کنند؛ چون حل ستون‌های آسان، برخی از حروف ستون‌های دشوار را آشکار می‌کند و از این رهگذر، خانه‌های خالی را آسان‌تر می‌توان پر کرد.
این روش، در حل برخی مسائل معرفتی نیز کارایی دارد. ما در حوزۀ معرفت‌های دینی و فلسفی، با پرسش‌هایی مواجهیم که پاسخ آنها آسان نیست، و نیز پرسش‌هایی را می‌شناسیم که پاسخ آنها در میان بدیهات یا نزدیک به آنها است.

روش جدولی در معرفت‌ دینی

مثلا در مواجهه با پاره‌ای از باورهای دینی و فتاوای شرعی، نیم‌نگاهی به مجموعۀ بدیهات(مانند حُسن عدل و قبح ظلم و امتناع تناقض) و مسلمات دینی(مانند کرامت ذاتی انسان و اهداف اخلاقی دین) گره را می‌گشاید؛ اما مسائلی نیز وجود دارد که حل آنها بدون تأملات عقلی یا کاوش‌های دقیق و دامنه‌دار‌ در متون، ممکن نیست. خطای روشی در برخی دین‌شناسی‌ها، این است که برای حل جدول دین، از ستون‌های سخت آغاز می‌کنند.

din v amazhab
روشنفکران دینی، به‌درستی متوجه این خطای روشی شده‌اند. آنان کمتر گرد غوامض و گره‌های کور می‌گردند و راه را از نقطه‌های روشن آغاز کرده‌اند. به همین دلیل مسائلی همچون آخر الزمان یا معاد جسمانی یا اهداف متافیزیکی دین یا ولایت تکوینی پیشوایان، عنوان‌هایی غریب در پژوهش‌های علمی آنان است؛ بر خلاف محافظه‌کاران که به مباحث این‌چنینی گرایش بیشتری دارند. روش محافظه‌کاران، این عیب بزرگ را دارد که آنان را از بدیهات دین‌شناختی غافل می‌کند. آنان بدون نظرداشت اهداف کلان دین و بدیهیاتی همچون «تناقض در سعادت اجباری»، یا «کارکرد تربیتی و معنوی دین» یا «تغییرپذیری پیش از تحمیل‌پذیری» یا «اولویت حفظ محتوا بر حفظ قالب‌ها»، راه خود را می‌روند و کار خود را می‌کنند.
تمام دستگاه‌های فکری، مسائل نظری را با ارجاع به گزاره‌های ضروری و بدیهی حل می‌کنند؛ مگر در دین‌شناسی محافظه‌‌کاران که با دمیدن در تنور مباحثات ذهنی، بی‌‌اعتنایی خود را به بدیهات، از نظرها می‌پوشانند. این روش، فرستادن مخاطب در پی نخودسیا است و زیان‌های سنگین اجتماعی نیز بر جامعۀ دینی وارد می‌کند. در این شیوۀ سنتی، دینْ موضوعی است برای تحقیق و حل مسائل پیچیدۀ آن؛ در حالی که قرار بود دین مشکلات و مسائل بشر را حل کند. محافظه‌کار مانند ستاره‌شناسی است که چنان سر در آسمان دارد و ستاره‌ها را رصد می‌کند که پیش پای خود را نمی‌بیند.
صد هزاران فضل داند از علوم
جان خود را می‌نداند آن ظلوم
کسی مخالف تحقیقات دین‌شناختی در دورترین و ریزترین مسائل نیست؛ اما کسی که حل جدول را از ستون‌های سخت آن آغاز می‌کند و تمرکز خود را از روی آنها برنمی‌دارد، انسان را به این گمان می‌اندازد که شاید او پاسخ پرسش‌های آسان را هم نمی‌داند.
برای اینکه تفاوت این دو روش را بیشتر بدانیم، بنگریم در روش پیامبران که رسالت خود را از ساده‌ترین مسائل بشری آغاز کردند. سخن پیامبر اسلام(ص) در آغاز و انجام، این بود که سنگ نپرستید، دختران خود را نکشید، بگذارید ما نیز در کنار کعبه نماز بگزاریم، برده‌ها را شکنجه نکنید، عاقبت ستمگران دوزخ است و… این آموزه‌ها را بسنجید با آنچه پژوهشگران دینی در رهگذار تاریخ بر روی کاغذها آورده‌اند.

این همه گره‌افکنی و سپس گره‌گشایی، چه نسبتی با اهداف نخستین ادیان دارد؟ پیامبر اسلام می‌گفت: بگویید لا اله الا الله تا رستگار شوید. ما اکنون برای مسلمانی، هزار شرط گذاشته‌ایم و تخلف از هر یک از آن شروط، متخلف را به دورترین نقطه از ما پرتاب می‌کند

قرآن می‌گوید كلمۀ الله برای همدلی و همراهی كافی است. ما اختلاف در جزئی‌ترین مسائل را به دیواری بلند و ستبر تبدیل می‌كنیم. از دوست فاضل و راست‌گویی شنیدم که در یکی از شهرهای بزرگ ایران، هیأتی وجود دارد که در جلسات خصوصی خود، گاهی سلمان فارسی و شیخ صدوق را هم لعن می‌کنند! پرسیدم چرا؟ مگر شیعه نیستند؟ گفت: می‌گویند سلمان گفته است «من در ولایت و حقانیت علی برای خلافت، یک لحظه تردید کردم. اما بی‌درنگ به عقیدۀ پیشین خود بازگشتم.» همین یک لحظه تردید و لغزش، او را سزاوار لعن کرده است! پرسیدم شیخ صدوق(ره) را چرا لعن می‌کنند؟ گفت: چون قائل به سهو النبی است!
این شیوۀ عجیب و غریب در دینداری را بسنجید با روش پیامبر اسلام(ص) که شهادت به توحید و نبوت را برای مسلمانی کافی می‌دانست و به همان مسلمانانِ دو جمله‌ای نیز در کارهای بزرگ اعتماد می‌کرد.

رضا بابایی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *