آموزش وردپرس
سرخط خبرها
خانه / آرشیو سایت / تحمل سختی و مشکلات توسط انسانهای امروزی

تحمل سختی و مشکلات توسط انسانهای امروزی

پس عاطفه گرايي ((Sentimentalism اخلاق مدرنيسم، اخلاق قابل دفاعي است و علي الاصول درست است که اخلاق، مبتني بر اين است که ما درد و رنجي بر خودمان و بر ديگران وارد نكنيم و سعي کنيم درد و رنج هاي وارد آمده را کاهش دهيم، امّا اين مشكل را دارد که در عين اين که غرض و نيّت درستي در آن هست ـ نيّت کاهش درد و رنج ـ امّا گويا منشأشناسي نادرستي هم در آن هست و چون منشأشناسي درستي از درد و رنج ندارد، با اين که ميخواهد درد و رنج را کاهش دهد طوري مشي ميکند که نه تنها درد و رنج انسانها کاهش پيدا نميکند، بلكه زياد هم ميشوند. حالا آيا واقعاً اين يك بن بست است؟ يعني ما نميتوانيم در تفكّر مدرنيستي درد و رنجمان را کاهش دهيم؟ به نظر مي آيد که بن بست است، مگر اين که شما بعضي از مؤلّفه هاي مدرنيسم را حفظ کنيد و بعضي ديگر را تجديد نظر کنيد و آييني پديد بياوريد که التقاطي باشد؛ البته نه به معناي منفي آن.

التقاطي يك معناي منفي دارد و آن يعني جمع ناسازها، يعني آنهايي را که نميتوانند با هم سازگار باشند را با هم سازگارشان کنيم؛ چنين چيزي امكان ندارد. امّا چه اشكال دارد که من مؤلّفه هايي از مدرنيسم که قابل دفاع هستند را با مؤلّفه هاي ديگري از بيرون مدرنيسم که آنها هم قابل دفاع اند و در عين حال ميتوانند با اين مؤلّفه ها هم سازگاري پيدا کنند را با يكديگر جمع کنيم؟ اين در واقع همان چيزي است که من از آن به پروژة جمع عقلانيت و معنويت تعبير ميکنم، عقلانيت ـ به عنوان مؤلّفة شاخص مدرنيسم ـ با معنويت بايد جمع شود تا حتّي خود مدرنيسم هم بتواند به اهدافش برسد. به تعبير منطقيتر، مدرنيسم در خودش، دستخوش يك پارادوکسيكاليته و يك نوع ناسازگاري دروني است. يعني عضوي از اجزايش با بعضي ديگر از اجزايش نميخوانند. طبعاً نتيجه اش اين شده که مدرنيسم نخستين جهانبيني است که به صراحتِ هر چه تمامتر گفته که ما بايد درد و رنجها را کاهش دهیم اما نخستین جهانبینی ای هم است که به وضوح هر چه تمامتر درد و رنجهاي انسانها را افزايش داده است. هيچ جهانبيني اي قبل از جهانبيني مدرنيسم اين قدر درد و رنجها را افزايش نداده بود. در عين حال هيچ جهانبينياي هم اين قدر تصريح نكرده است به اين که من آمده ام تا اين درد و رنجها را کاهش دهم.

من نميخواهم بگويم که به روشي که امروزه در کشور ما متعارف است، مدرنيسم را سربسته و دربسته و کارتني و فلّه اي رد کنيم، يا فلّه اي قبول کنيم، نه. ميخواهم بگويم که به نظر من در مدرنيسم وجوه مثبت فراواني هست، امّا نسبت به وجوه منفي آن هم بايد بينا باشيم. وقتي ميگوييم مدرنيسم نكات منفي دارد، معنايش اين نيست که بينا باشيم. وقتي ميگوييم مدرنيسم نكات منفي دارد، معنايش اين نيست که راه بازگشتش، لزوماً بازگشت به قبل از مدرنيسم است. گاهي ممكن است راه بازگشت، بازگشت به قبل از مدرنيسم باشد و گاهي هم اين راه نباشد؛ اين باشد که ما رو به جلو حرکت کنيم و نقصهاي مدرنيسم را در راستاي آينده و رو به جلو درست کنيم.

استاد ملکیان،سنتگرایی،تجددگرایی،پساتجددگرایی ،جلسه 9 @mostafamalekian

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

زناشویی